تبلیغات
شهدا - شهید اسماعیل دقایقی

شهدا

پندار ما این است که شهدا رفته اند و ما مانده ایم اما حقیقت این است که شهدا ماندند و زمان ما را با خود برده است

یکی از مجاهدین عراقی می گفت: در یک زمستان سرد، با شهید دقایقی، در چادری بودم. او متوجه شد که یکی از مجاهدان در خواب از سرما بر خود می لرزد. با اینکه هوا سرد بود و خود او به پتو نیاز داشت، رفت و پتوی خود را آورد و روی آن مجاهد انداخت، سپس گفت: مجاهدین عراقی ودیعه های امام در دست من هستند و من باید از آن ها نگهداری کنم.

الان در هر خانه ی مجاهد عراقی که بروی، سه عکس می بینی، عکس حضرت امام، شهید صدر و شهید دقایقی.

(شهید اسماعیل دقایقی/صنوبرهای سرخ،ص66)

پ ن: برای تشیع پیكرش همه آمده بودند. حتی آن‌هایی كه اسماعیل را خوب نمی‌شناختند. تابوت اسماعیل فقط بردوش مجاهدین عراقی حمل می‌شود همان‌هایی كه آزادی‌شان را مدیون او بودند. آن‌ها نمی‌خواستند حتی از پیكر بی‌جان او جدا شوند.

وقتی اسماعیل را به خاك سپردند،‌ مجاهدین نزد خانواده‌اش آمدند و به آنان گفتند: «پیكر اسماعیل در خاك ایران امانت است، ما آن را بعداً به عراق خواهیم برد؛ به كربلا؛ چرا كه او فرمانده ما بود»


نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن 1391ساعت 10:56 ق.ظ توسط رسول مرادی| نظرات ()
طبقه بندی: شهدا 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin

Welcome to web bisimchi

آپلود سنتر شاهد


سایت شهدای گمنام

آتـا قـلـم - یادداشتی برای فردا