تبلیغات
شهدا - ما همه گریه افتاده بودیم...

شهدا

پندار ما این است که شهدا رفته اند و ما مانده ایم اما حقیقت این است که شهدا ماندند و زمان ما را با خود برده است

بى سیم زد. پرسید: " چى شد پس؟ "

صبح عملیات، نیروها هدف رو گرفته بوند، ولى نه اونقدری كه حاج حسین مى خواست.

گفت: " بى سیم بزن به فرماندهشون، بگو بكشه عقب. بعد بگو محمد و بچه هاشون برن جاى اونا. "


تیر خورده بود. نمى تونست بلند شه. سرش رو انداخته بود پایین. گفت: " حاجى! "

حاج حسین گفت: " جانم؟ "

گفت: " من . . . من سعى خودمو كردم، نشد. بچه ها خسته بودن. دیگه نمى كشیدن. " زد زیر گریه.

 

حاج حسین رفت كنارش نشست. با آستینِ خالیش اشك هاى اون رو پاك مى كرد . . .

ما همه گریه افتاده بودیم . . .

منبع:خمول


نوشته شده در دوشنبه 17 مهر 1391ساعت 11:12 ق.ظ توسط رسول مرادی| نظرات ()
طبقه بندی: شهدا 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin

Welcome to web bisimchi

آپلود سنتر شاهد


سایت شهدای گمنام

آتـا قـلـم - یادداشتی برای فردا