تبلیغات
شهدا - تو آغوش آقام امام حسین (علیه السلام ) . . .

شهدا

پندار ما این است که شهدا رفته اند و ما مانده ایم اما حقیقت این است که شهدا ماندند و زمان ما را با خود برده است

پست نگهبانیش افتاده بود نیمه شب. سر پست نشسته بود رو به قبله و اطرافش رو می پائید. داشت با خودش زمزمه می کرد.

نفر بعدی که رفت پست رو تحویل بگیره، دید مهدی با صورت افتاده رو زمین. خیال کرد رفته سجده. هرچی صداش زد، صدایی نشنید. اومد بلندش کنه؛ دید تیر خورده توی پیشونیش و شهید شده . . .

فکر شهادتش اذیتمون می کرد. هم تنها شهید شده بود هم ما نفهمیده بودیم. خیلی خودمون رو خوردیم و ناراحت بودیم . . .

تا اینکه یه شب اومده بود به خواب یکی از بچه ها و گفته بود: " نگران نباشید، همین که تیر خورد به پیشونیم، به زمین نرسیده، افتادم تو آغوش آقام امام حسین (علیه السلام ) . . .

منبع:خمول


نوشته شده در دوشنبه 17 مهر 1391ساعت 11:05 ق.ظ توسط رسول مرادی| نظرات ()
طبقه بندی: شهدا 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin

Welcome to web bisimchi

آپلود سنتر شاهد


سایت شهدای گمنام

آتـا قـلـم - یادداشتی برای فردا